الشيخ الأنصاري ( مترجم وشارح : جمشيد سميعى )
48
رسائل شيخ انصارى ( فارسى )
3 - روايتى كه در تفسير آيه شريفهء فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ ، وارد شده است ، به اينكه : روز قيامت به بندهاى ( كه جهت محاكمه آورده شده است ) گفته مىشود : آيا حكم خدا را در دنيا مىدانستى : اگر بگويد : آرى ، گفته مىشود پس چرا عمل نكردى ؟ و اگر بگويد : خير ، به او خطاب مىشود كه چرا نياموختى تا عمل كنى ؟ ( و در هر دو صورت مستحق كيفر الهى است ) . روايتى است كه مرحوم قمى در تفسير اين سخن خداى تعالى كه مىفرمايد : الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظالِمِي أَنْفُسِهِمْ نقل مىكند كه اين آيه شريفه راجع به گروهى است كه از امام على عليه السّلام كناره گرفتند و در كنار او با معاويه نجنگيدند . و در روز قيامت به آنها گفته مىشود : در دنيا چه حالى داشتيد ؟ مىگويند : جزء مستضعفين فكرى در زمين بوديم . يعنى نمىدانستيم كه حقّ با كيست . به آنها خطاب مىشود : آيا دين خدا و كتاب الهى روشن و گسترده نبود ؟ چرا بود ، اگر بدان توجّه مىكرديد ، شما را راهنمايى و هدايت كرد ، راه حق را به شما نشان مىداد . دليل عقل دليل چهارم : اينكه عقل ، فرد جاهلى را كه قادر است بر استعلام احكام خدا در اين مقام ( يعنى احكام الهى ) معذور نمىداند ، مقامى كه مشابه آن در عرفيات آنجايى است كه اگر كسى وارد شود كه ادّعاى رسالت از جانب مولى مىكند و نامهاى آورده ، ادّعا مىكند كه بيننده اين نامه از صدق ادّعاى او و يا دروغ بودن آن مطّلع مىشود . پس : تأمل كن . و امّا آن رواياتى كه دلالت بر جريان اصل برائت در شبهه حكميه دارند ( يعنى حديث رفع ) معارضه دارند با اخبارى كه ( قبلا ) گذشت و دلالت مىكرد بر وجوب احتياط ، در سؤال و پرسش از آنچه واقع است ( و شما نمىدانيد ) ، چنان كه در صحيحهء عبد الرحمن كه قبلا گذشت ( و آمده بود كه اذا . . . حتّى تعلموا ) و ( معارضه دارد با ) ادلّهاى كه دلالت مىنمود بر وجوب توقف ( از قبيل : الوقوف عند الشبهة خير من الاقتحام فى الهلكة ) و نتيجه تعارض اين ادله برائت با ادلّه احتياط و توقف ) ، جمع ميان ادله احتياط و توقف و جمع ( اين دو ) با ادلّه برائت است به : 1 - حمل ادلّه احتياط و توقّف بر صورت تمكّن ( كه مكلّف قادر بر تحصيل علم است ) و مرتفع كردن شبهه . 2 - و حمل ادلّه برائت بر كسى كه از تحصيل علم ناتوان است ( يعنى فحص مىكند و لكن دستش از تحصيل علم به احكام كوتاه مىشود ) .